بایگانی برای آذر, ۱۳۸۷

۲۹ آذر ۱۳۸۷
آقا من شدیدا این آهنگ رو دوست دارم به دلایل زیر ( خیلی هم جدی دارم می گم)۱- هر کسی نشنیده باشه فکر می کنه آهنگ جوادیه یا نمی دونم رو حوضیه در حالی که مصداق کامل ظاهر بینی هست اگه اینجوری فکر کنی!

۲- گیتار الکتریکش از نوعیه که دیگه استفاده نمیشه و متعلق به آهنگ های دهه هفتاد میلادیه ( البته خودش هم مال همون وقتاس).

۳- بر خلاف ریتمش که یه کمی شاده، کلی مضمونش غمگینه ( خواستم بگم ریتمش ۴/۴ هست که چون مطمئن نیستم نمیگم)

۴-  کلی در مواردی که در پست قبلی شرحش رفت و دانید نقش مسکن داره برام!

قسمت که رسما حال می کنم باهاش: ” منو با تنهاییام تنها بذار دلم گرفته/ روزای آفتابی رو بروم نیار دلم گرفته / نقش من نقش یه گلدون شکستس/ بی گل و آب واسه موندن توی ایون بهار دلم گرفته/ دلم گرفته…

پی نویس: از الان می دونم که کامنت امیر اینه : آهنک فقط آقامون جواد یساری!!!!

پی نویس ۲ : یک دفعه رفته بودیم کوه بعد یک آقایی از همون جوون های دهه هفتاد میلادی ( البته نه چندان جوان چون الان ۶۰-۷۰ ساله بود) توی یه واکمن عتیقه با نوار گوش می کرد! آی حال داد!

———-

اضافه شد: لینک دانلود آهنگ

۲۴ آذر ۱۳۸۷

به نظر شما کسی که از وضع خودش در مملکت خودش به هر دلیلی راضی نیست، حق داره جلای وطن بکنه یا نه؟ آیا مثلا باید بایسته و سر و کله بزنه تا شاید نسل های بعد وضع بهتری داشته باشند؟ آیا باید بره به اونجایی که دوست داره ( اگه راه بدنش البته) و فکر بچه ها و نسل های بعدی خودش باشه فقط؟

اینکه اگه همه بخوان همچین کاری بکنن دیگه مملکتی هم میمونه که بخواد وضعش درست باشه یا نه…

آیا میشه آدم جلای وطن بکنه بعد از بیرون بخواد مملکت رو درست بکنه ؟ اصلا کسی این کار رو میکنه ؟ ( که چون ما ملتی هستیم که فقط فکر گذراندن خر خودمون از پل هستیم خیلی بعیده!)

این سوال ها تو مغزم در حال دوران هست! لطفا جواب بدین!