بایگانی برای خرداد, ۱۳۸۹

۲۱ خرداد ۱۳۸۹

این نوشته حاوی مقادیر بسیار زیادی غر است ؛ طولانی هم هست ، به کسی یا چیزی هم اشاره نمی کند. اگر میبینی حالش را نداری نخوان عزیز! اگر می خوانی باید کل غر را بخوانی و کامنت بی ربط هم پاک می شود در این پست خاص!

دروغ چرا ؟ دلم گرفته . چند وقته که گرفته . گاهی کم میشه گاهی زیاد اما از بین نمیره. هست. به قول یکی :” این دردم رو کجا ببرم ؟ که هر چی میدوم باز هم کنارمه ”

دلم گرفته واسه خودمون ! واسه مردمون واسه خودم

حالا اول کدوم رو بنویسم خودم یا مردم؟ فرقی نمیکنه منم جزو مردم! اول خودم رو میگم

دلم گرفته از خودم ! از تصمیماتی که گرفتم و حالا رسیدم به اینجا. از تصمیمات نصفه ای که تو زندگی گرفتم و وسط راه ولشون کردم. از چیزهایی که فکر کردم لابد کسایی که به خاطرش پافشاری میکنن ، اشتباه می کنن . پس کوتاه اومدم . حالا پشیمونم! چرا کوتاه اومدم؟ لابد دارم مکافاتش کوتاه اومدن رو پس میدم.

از اصرار های بیخودی که کردم! چرا جایی که نباید اصرار کنم اشتباهی اصرار کردم؟

دلم گرفته . از تنهایی دلم گرفته. از این که گیر کردم تو بن بست تنهایی دلم گرفته! از این که نصف عمرم گذشت و هیچ کس رو ندارم که دلش به دلم وصل باشه دلم گرفته . اشتباه نشه! دلم فقط ” همدم ” میخواد . نه بیشتر . چرا به موقع به اونی که باید حرفم رو نمیزنم؟ چرا بعضی حرفایی که نباید رو به آدمی که نباید میگم؟ چرا باید اون وقتایی که شدید!! دل تنگم کسی رو نداشته باشم. بعد بغض بگیره گلوم رو بعد این که کسی نیست هی گنده تر و گنده تر بشه اونقدر که خالی شدن توی دلم رو حس کنم؟

از آدم بی حالی که بعضی وقتها هستم. از آدمی که صبحا اگه حال داشته باشه با تاخیر کم میره سر کار و عصر هم میزنه بیرون.

از آدمی که شدم! نه می دونم چی دوست دارم! نه میدونم چی می خوام! نه نمیدونم اصلا چه مرگمه!

چرا هر چی درد و مرض ه باید بیاد تو خونه ما؟ چرا یک خط در میون یکی مربضه؟ هی سیکل مزخرف دکتر ، بیمارستان، آزمایش ، داروخونه باید تکرار بشه؟

از مردمی که داریم!

از اون آدمی که ماشین ۵۰ میلیونی زیر پاشه ولی توی شب چراغ ماشینتش رو روشن نمیکنه لابد چون خیابون لامپ داره!

از اون آدم بی مغزی که دو ماه بعد عروسی کارش به طلاق کشیده با یه بچه! خب گوساله!! اون دو ماه هم میمردی تنظیم خانواده رعایت می کردی! ؟ که آدم بی خیالیه الانت رو نبینه و بچه ای که لای  دست و پا می لوله و واسه یه ذره محبت بالا و پایین می پره؟! و هی بچرزه؟!؟!

واسه اون عمه مهربونم…

دلم گرفته واسه مملکتی که مردم بیچاره اش از همه ور میخورن و هیچی نمیگن! از داخلی باتوم می خورن . از خارجی فحش ترروریست! از داخلی صفحه فیل..تر رو میبینه و از خارجی : Sorry this service is not available in your country

اونی که می خواد در بره نمیتونه ویزا بگیره . اونی که میخواد بمونه نمیدونه چه جوری بمونه! تازه چه جوری بره؟ ” آبه و نون و نفس / کجا اومدی تو قفس ”

خدا رحم کرده به ما که پول دوا درمون مامان و بابا رو داشتیم! طرف اومده داروخونه ۱۳ آبان ۴۸۵۰۰۰ تومن با بیمه پول دواهاش شده! بعد ۴۸۰۰۰۰ تومن پول داره و وایساده به خاطر اون ۵ تومن التماس! کسی هم که میاد اونجا که واسه سرماخوردگی نیومده لامصب! آخه دهنت رو سرویس!! آدم مریض با بیمه اینجوری اّوِرت باید پول بده!؟

اصلا یک جوری شده مردم باید واسه همه چی التماس کنن. قیافه این آقاهه که واسه لیزینگ وانت پیکان التماس می کرد یادم نمیره . بابا این مثلا مشتریه ! این بیچاره قراره پول این وانت رو سوبله پس بده! ارث باباتو که نمیدی بهش!

توی بیمه میری طرف انگار داره گوشت تنش رو میکنه واسه دادن به مردم! پیرزن و پیرمرد اسیر و ابیر نشستن و تو گرما هی حرص میخورن! همه دورغکی رفتن عمل و آزمایشگاه و .. مگه این که ثابت بشه رفتن….

اون پدر سگ آمریکا هم هی تحریم کن! پدر سگ!! تحریمت واسه بعضی ها پشیزی نمیارزه! اما مردم ایران رو گچی میکنه! نمی فهمی؟! اون که داره نفت رو میبره و تحریم تو ککش رو هم نمیگزه! ماییم که بیچاره می شیم!

————–

غر هام تموم نشده ولی حوصله نوشتنش رو ندارم