در این چند روز که بحث خوشه ها داغ شده بنده یاد خاطره ای افتادم که جا داره اینجا نقل کنم!
اون وقتی که قرار شد فرم پر کنیم برای همین جریانات هدفمند و این ها یک روز پدر گرامی فرم بدست از در تشریف آوردن که :” بیا من عینک ندارم، بشین این فرم رو پر کن”
ما هم گفتیم :” سمعا و طاعتا” ( حالا گیریم که یه ذره غر زده باشم زیر لبی یا توی دلم که به من چه و اینا! دیگه نهایتا مفهومش همین سمعا و طاعتا بوده!)
اسم و آدرس و سال تولد و … رو که پر کردیم رسیدیم به قسمت های چرک کف دست ماجرا:
- بابا حقوق رو چقدر بنویسم؟
- خب حقوق رو که نمیشه الکی بنویسی، میرن از روی فیش چک میکنن بنویس … میلیون ریال!
چند لحظه بعد:
- بابا ماشین رو هم بنویسم؟
- اِ؟مگه این رو هم پرسیده ؟
- بله
- خب چاره ای نیست بنویس.
چند لحظه بعدتر!
- بابا خونه رو چی بنویسم؟
- ای بابا! همه اینا رو باید بگی؟ خب این که دیگه معلومه میگه یارانه نمیگیری با این وضع! خونه که دارم ، ماشینم دارم، حقوق هم که دارم! این که شد فرم آمار گیری! اصلا نمیخواد پر کنی!
و نتیجه این شد که ما اصلا فرم ندادیم!
حالا دیروز میگفتم :” بابا شما هنوز نمیخوای فرم پر کنی”
فرمودن “خیر”!
البته همون موقع ایشون به بنده فرمودن که :” ولی تو جدا پر کن! نه خونه داری نه ماشین داری ( اون موقع بیمه هم از جایی برام رد نمیشد ) . ولی بنده تنبلی کردم!
البته الان هنوز پشیمون نشدم! چون سرایدار شرکتمون که حقوقش فکر کنم نصف منه . خونه هم نداره از خودش و ماشین هم ایضا! افتاده خوشه سه! دیگه لابد من باید یه چیزی دستی به دولت بدم!