۱۹ بهمن ۱۳۸۸

نفهم! اینو بفهم! که سرم داره میترکه که میام ازت کدئین بخرم! بعد صاف تو چشمم نگاه میکنی میگی ندارم؟ خالی بند!! اگه دستم می رسید همونجا خفه ات میکردم!

پی نویس: چون جوونم؟ قیافه ام به معتاد ها میخوره؟

نظرات

دیدگاه از هانیه
در بهمن ۱۹, ۱۳۸۸ ۳:۲۵ ب.ظ

چشم خواهرت رو دور دیدن!!


دیدگاه از عماد
در بهمن ۱۹, ۱۳۸۸ ۳:۵۸ ب.ظ

معتاد شدی؟؟!!


دیدگاه از زبل خانوم
در بهمن ۱۹, ۱۳۸۸ ۵:۴۴ ب.ظ

جون….کسی که با من نبود…؟؟؟ :mrgreen:


دیدگاه از نا تمام
در بهمن ۱۹, ۱۳۸۸ ۶:۱۷ ب.ظ

ببین فرزندم ! هنوز دیر نشده.ترک کن این بلای خانمان سوز رو!!!!!!!!


دیدگاه از رامک
در بهمن ۱۹, ۱۳۸۸ ۶:۴۴ ب.ظ

خب کدئین هم اگر می خوردی با این اعصاب خراب حالت خوب نمی شد


دیدگاه از منم مجنون…
در بهمن ۱۹, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۴ ب.ظ

سلام
آدرس داروخانه اش رو بده فردا صبح که از خونه داری میری بیرون جلوی پاهات سرشو میبرمbig grin


دیدگاه از selina
در بهمن ۲۰, ۱۳۸۸ ۳:۴۵ ق.ظ

داروخانه کدئین نداشت ؟
مطمئنید رفته بودید داروخانه ؟!


دیدگاه از هدی
در بهمن ۲۰, ۱۳۸۸ ۹:۲۶ ق.ظ

تو روحش…
ولی ببین پوری جان… تو هم بهتره این قدر تابلو نباشی… شکل معتادایی؟! :دی


دیدگاه از مشی
در بهمن ۲۱, ۱۳۸۸ ۳:۳۲ ب.ظ

جای تو بودم میگفتم بریم پشت با هم بزنیمممممم
تو هم وایسادی صاف صاف نگاااش کردی نه؟
واقعن که
واقعن که


دیدگاه از بی بی جان گوهر
در بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ ۴:۱۴ ب.ظ

نکنه همون پسره ای هستی که اون روزی پای ژیلا شکسته بود توی داروخانه واسه دندان دردش مسکن می خواست خیلی تابلو بودی…
مرد یعنی درد… چیه کدئین .. درد رو تحمل کن و سراغ این مخدرات نرو.. بالاخره همه معتادها از جائی شروع کرده اند.
حالا خارج از شوخی یه جورهایی دلم واست سوخت خودمونیم شانس آوردیم پسر و پور پسر نشدیم


دیدگاه از بی بی جان گوهر
در بهمن ۲۶, ۱۳۸۸ ۴:۱۵ ب.ظ

ببخشید پور پدر. که پور و پسر مترادفند.


دیدگاه خود را بنویسید