۲۸ تیر ۱۳۸۹

اخیرا یک بچه گربه دو سه ماهه دور و بر خونه ما پیداش شده . از این سفید و خاکستری ها…

موندم باهاش چه کار کنم

هر وقت میبینه من رو به طرز بسیار مظلومانه ای میو میو میکنه و سعی میکنه خودش رو به من نزدیک کنه که آدم احساس میکنه الیور تویست گربه هاست!

دلم می خواد نگهش دارم ولی یه آن قیافه پدر گرامی میاد تو ذهنم و …

چند سال پیش یه بار اومدم یه گربه ی یه کم از این بزرگتر رو تو خونه نگه دارم بیچاره شب نشده وسط کوچه بود!

خونه که میگم نه که توی خونه ها.. توی حیاط جایی بیرون خونه

چه کارش کنم؟ محل ندم یعنی؟

نظرات

دیدگاه از بهار
در تیر ۲۸, ۱۳۸۹ ۱۲:۲۸ ب.ظ

بستگی داره..دختره یا پسر؟!؟!


دیدگاه از پورپدر
در تیر ۲۸, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۲ ب.ظ

والا چک نکردم


دیدگاه از راما
در تیر ۲۸, ۱۳۸۹ ۱:۱۶ ب.ظ

چقدر گربه ها دوست دارن!!!
چرا؟؟؟
به نظر من آواره ش نکن
پا بذار رو دلت


دیدگاه از rohollah
در تیر ۲۸, ۱۳۸۹ ۲:۱۷ ب.ظ

من که میگم بهش لبخند بزن
گاهی هم چشمک winking


دیدگاه از جوالدوز
در تیر ۲۸, ۱۳۸۹ ۲:۴۶ ب.ظ

شما خودت چند صباحی را در کوچه در جوار گربه سر کن شاید آقای پدر به حضور هر دو در خانه رضایت دهد. اینطوری عیار شما نزد پدر گرامی هم مشخص خواهد شد.


دیدگاه از مرجان
در تیر ۲۸, ۱۳۸۹ ۲:۵۱ ب.ظ

ادم دلش ریش میشه واسه نگاه مظلومشون!
یکی بود تو کوچه مون نمی دونم چه طوری پاش شکسته بود و لنگ می زد!
انقده دلم می سوووووووووووخت
خیلی وقته ندیدمشbroken heart


دیدگاه از هدی
در تیر ۲۸, ۱۳۸۹ ۳:۲۸ ب.ظ

دلت میاد…
سنگ دل…
بی رحم…


دیدگاه از پرزین
در تیر ۲۸, ۱۳۸۹ ۳:۵۲ ب.ظ

منم یکی تو حیاط دارم.دیشب نصفه شب یعنی یک صدایی از تو حیاط اومد رفتم ببینم چیه.چراغ حیاط رو که روشن کردم دیدم رو دیوار خوابیذه همچین به من چشم غره رفت که با خجالت چراغ رو خاموش کردم و اومدم خوابیدم.ولی از گربه خوشم نمیاد اما دلم نمیاد بیرونش کنم


دیدگاه از مریم
در تیر ۲۸, ۱۳۸۹ ۶:۳۵ ب.ظ

ووووی
من گربه دوست نمیدارم
من اگه باشم میگم محلش نده آقا..چه معنی داره اصلنbig grin


دیدگاه از قلمو
در تیر ۲۸, ۱۳۸۹ ۱۰:۳۶ ب.ظ

اصلاً حرفشم نزن!


دیدگاه از یکتا
در تیر ۲۹, ۱۳۸۹ ۲:۲۳ ب.ظ

بده اش به من خب …


دیدگاه از سلانه
در تیر ۲۹, ۱۳۸۹ ۴:۰۸ ب.ظ

سلامممممhappy
جوالدوزم ایده ش خوبه ها.. فک کنم کارساز باشه!


دیدگاه از متین
در تیر ۲۹, ۱۳۸۹ ۴:۴۴ ب.ظ

گربه دوست نمی‌دارم به صورت کلی .
هر چقدرم ملوس باشه .

سگ رو ترجیح می‌دم . یه جو تربیت و وفا داره i dont know


دیدگاه از منم مجنون…
در تیر ۳۰, ۱۳۸۹ ۱۲:۰۸ ق.ظ

سلام
میشه لطف کنی فردا ببریش اداره پست و با پست پیشتاز بفرستیش بیاد پیش خودمbig grin


دیدگاه از zirpoosh
در تیر ۳۰, ۱۳۸۹ ۲:۱۵ ب.ظ

سلام
منم آلرژی دارم به گربه نمیتونم نگه دارم


دیدگاه از بی بی جان گوهر
در تیر ۳۰, ۱۳۸۹ ۲:۵۹ ب.ظ

یه اعتراف بامزه کنم من از سه تا جانور می ترسم مار و عقرب و گربه. در بیان شجاعتم اینکه یه بار همین دوره فوق یکی از پسرها سر کلاس خانم دکتر قورباغه آورده بود و در کلاس ولش کرد و بی بی جانت گرفت و پرت کرد بیرون…
واقعا بعضی از پسرها بی فرهنگند… بعد توی اردوی خداحافظی، البته نگی گودبای پارتی، که ما اصلا اهلش نیستیم اعتراف کرد که قورباغه کار اون بوده و کلی شاکی بود که چرا قورباغه رو گرفتم…


دیدگاه از بی بی جان گوهر
در تیر ۳۰, ۱۳۸۹ ۳:۰۱ ب.ظ

با تمام این احوال همیشه طرف تام بودم و از جری بدم می آمد. به خدا.. تام خیلی مظلوم بود.. اصلا ابهتش زیر سوال می رفت.. که هیچ عزیزی خوار نشه مادر..


دیدگاه از بی بی جان گوهر
در تیر ۳۰, ۱۳۸۹ ۳:۰۴ ب.ظ

البته حق با پدر گربه موجود بیماری زائی است.. اگه خیلی دلت می سوزه بعضی وقتها شیر بریز توی ظرف واسش ییر تو کوچهِ یا مثل سوسیس… هم حس گربه دوستیت ارضا می شود و هم ملت رهگذر نگاه می کنند می گویند چه پسر با فرهنگی.. به خدا.. تازه دخترها هم از این طور پسرهائی خوششون میاد.. ببین این جوری با یه تیر دو نشون می زنی… واقعا به داشتن چنین بی بی ای باید به خودت ببالی.


دیدگاه از زبل خان
در مرداد ۱, ۱۳۸۹ ۱۲:۵۱ ب.ظ

اینقدر دیر اومدید تا پستم رو عوض کردم واین پست نمازجمعه رو گذاشتم


دیدگاه از زبل خان
در مرداد ۱, ۱۳۸۹ ۱۲:۵۲ ب.ظ

ماهم داشتیم وارد کوچه می شدیم پخش زمین بود وخودشو لوس میکرد ومی مالید به کفشم..منم تا ته کفشم نازش میکردم بدم میاد بهش دست بزنم اونم از نوع خیابونیش..ولی اگه جا داشته باشم بدم نمیاد یه فسقلیشو نگه دارم فقط خیلی مریضی واینا داره..


دیدگاه از mhe
در مرداد ۲, ۱۳۸۹ ۱:۲۷ ق.ظ

ابوی ما هم دقیقا همین نگاه رو به این گربه های تو حیاط ما داره! اما خوب از پس مادر گرام بر نمیاد!


دیدگاه خود را بنویسید