۳۱ مرداد ۱۳۸۹

هوس یه بهشت زهرا کردم… تنهایی

۳۰ مرداد ۱۳۸۹

یک کاری هست که من به شدت دوست دارم انجام بدم اما همیشه تنبلی، نخوردت مسیر و… مانع میشه ( در واقع بهانه میشه!) . گفتم بیام اینجا بگم بلکه شما مثل من تنبل نبودین!

اینقدر دوست دارم این ماه رمضونی وقتی ملت دم افطار منتظر تاکسی وایسادن و یه کم اونطرف تر یه تاکسی وایساده میگه :”دربست!” بزنم بغل و تا اونجا که تو ماشین جا میشه آدم بچپونم اونم صلواتی!

هم یه ثوابی میشه هم حال اون راننده گرفته!